نوشته‌ها

مجید مفتاحی-شهرساعت احمدآباد

بازاریابی مویرگی و فروش

,

پاسخ: مشتریان ما چند دسته می شوند. برخی از مشتریان از قیمت ها و باخبرند و با شناخت کامل از برند و مدل مورد نظر وارد فروشگاه می شوند. برخی از مشتریان با توجه به پولی که برای این کار در نظر گرفتند خرید میکنند و دسته ی سوم مشتریانی هستند که باید از توانایی و فن فروش استفاده کرد و کالا را به بهترین شکل معرفی کرد تا مورد پسند مشتری واقع شود. به نظر بنده 70 درصد از مشتریان از برند ساعت ها و قیمت های آنها آگاهی ندارند

گپی با یک مهندس شیمی

,

دنیای علم شیمی بسیار بزرگ است ولی در مقابل ، دنیای ساعت، دنیای کوچک و ظریفی است.
در دنیای ساعت یک موضوع عادی رو داریم که همیشه مشتریان از ما سوال میپرسند. و آن این است که رنگ ساعت من میرود؟ یا رنگ ساعت من پاک میشود؟

تاریخچه برند AVI-8

,

برند ساعت AVI-8 تجهیزات جانبی در اواسط دهه 2000 توسط برند دارت موس در انگلستان ایجاد گردید. این برند در ابتدا توقف کوتاهی داشت و بعد از موفقیت ابتدایی، این برند مجموعه اش را بررسی و تنظیم کرد وبه سمت کارهای تحقیقی در مورد آنچه هم ردیف هواپیماهای نظامی با هدف پیشرفت نیروی هوایی رویال از جنگ جهانی دوم و بعد از آن حرکت کرد. هر ساعت در این برند به تجلیل از هر هواپیما با نام آن نام گذاری شده است

سریعتر، بیشتر، مرتفهتر … نمونه هایی از آرزوهای هوایی بشر و اوج گرفتن در  بالای زمین . . .
بهترین مهندسان، دانشمندان، طراحان و خلبانان در طول سالهای متمادی گرد هم آمده اند تا ماشین های جدیدی تولید کنند تا برای اهداف محکم در دفاع از یک کشور طراحی گردد. طراحی با استفاده از بهترین مواد و منابع ، یک سری هواپیماهای سمبلیک در طول  سال ها به ظهور رسیده است. این هواپیماها مهیاری برای نگاه انسان به آسمان تلقی شود.


مجموعه ی ساعت ما تلاش می کند تا هواپیما و داستانهای ناگفته نظامیانی که جان خودشان را در داخل و خارج هواپیما تقدیم کردند تا به این ماشین های باور نکردنی زندگی ببخشند.

هاری کین که برای نیروی هوایی رویال توسط هواپیمایی هوکر ( با مسیولیت محدود) ساخته شده است، هواپیمای جنگی تک سرنشین است که نبرد جنگ جهانی را دوم را به خود دیدیه است.

هر چند اغلب  توسط یک آتشبار تحت الشعاع قرار میگیرد، این هاری کین هوکر بود که در نهایت درستی، موفقیت و اعتبار مورد تحسین نیروهای آلید بود.

بسیاری از افراد هاری کین را قهرمان فراموش شده ی نبرد بریتانیا تصور می کردند. این هواپیما کشته های زیادی از دشمنان را در این پیروزی حیاتی نسبت به هواپیما های دیگر تحویل داد.

هاکر هانتر یک هواپیمای جنگی تک سرنشین مجهز به موتور جت است که توسط هواپیمایی هوکر ( با مسیولیت محدود ) در دهه ی 1950 توسعه پیدا کرده است. در پایان جنگ جهانی دوم دولت بریتانیا تیم هوکر را راه اندازی کرد تا هواپیما پیشرفته تری ر ا برای برآورده کردن نیاز های نیروی هوای رویال و متحدانش بکار بگیرند.

ورود سرویس هانتر اف وان در سال 1954 اولین هواپیمای جت مجهز به رادار کنترل کامل هواپیما بود.

نویل داک نمونه ی اولیه ی این هانتر را به پرواز در آورد و رکورد سرعت را در سال 1953 شکست. تا کنون, هانتر یک نشان معیاری برای پرش هواپیمای جت با تکنولوزی قدرت جت میباشد.

آورو لنکستر یک مدل بمب افکن چهار موتوره ی سنگین است که توسط ریو و همکاران برای استفاده در جنگ جهانی دوم طراحی و ساخته شد. ” لنک ”  که از روی علاقه توسط راف  نام گزاری شد معروفترین و مخوف ترین هواپیمای بمب افکن در هنگام شب بود.

بمب افکن لنکستر هواپیمای یک باله با بدنه ی بیضی تمام فلزی است. تکنیک ساخت آن پیشرفت جدیدی در مونتاژ قطعات کوچک است. بالها در 5 قسمت اصلی و بدنه از 4 قسمت ساخته شده است. تمام قسمت های بالها و بدنه با استفاده از تجهیزات مورد نیاز قبل ار مونتاژ اصلی روی هم سوار شده اند. دم هواپیما دارای بالهای بیضوی و رادار است ( نشانه ی طراحی که حضور آن را در آسمان نشان میدهد.  )

واژه ی پسر پرواز یک کلمه ی محاوره ایست که به خلبان های نیروی هوایی در سرتا سر دنیا اطلاق میشود.

با حضور نیروی هوایی در جنگ جهانی اول، این واژه به عنوان یک منبع عادی برای توصیف مردان جوانی که در جنگ بودن استفاده می شد و نه صرفا کسانی که در نیروی هوایی بودند.  قهرمانی آنها، در تاریخ مدرن جاودانه شد.

این گروه پیشرو با جاذبه ای غیر قابل انکار و احساس مسؤلیت فراوان تعداد قابل توجهی از ساعت های فلای بوی را ساخت. رنگها و شکل نظامی بودن آن ها ، به ساعت ها رنگ اعتماد و قدرت داده است.

سی فایر در حمله متفقین در شمال آفریقا در سال 1942 بنام  ” عملیات مشعل ” مورد استفاده قرار گرفت. بعد از موفقیتش ، نیروی نظامی بریتانیا برای محافظت و گشت هوایی در طول جنگ از آن استفاده کرد. همانطور که آلمان به لحظات سخت و شکست خودش نزدیک میشد،

متفقین متوجه شدند که اقیانوس آرام تبدیل به تئاتر اولیه مبارزه شده است.

کوارتز در ساعت

کوارتز که در ساعت بکار میرود کوارتزی که در طبیعت یافت میشود نیست اگر چه کوارتز رشد داده شده توسط انسان را کوارتز غیر طبیعی هم نمیتوان نامید. کوارتز را برای یکنواخت بودن و طزر قرار گرفتن دانه های آن بطور کنترل شده کشت میدهند و این فرایند را کشت مینامند و این کشت کشت کشاورزی یا کشت سلولی البته میدانید که نیست بلکه کشت کوارتز است.

 

ساعت چیست و به چه معنی می باشد ؟
نظرات متعددی درباره اولین تمدنی که توانست زمان را اندازه گیره کند وجود دارد، بعضی ها معتقدند که هندی ها ، برخی دیگر می گویند بابلی ها ، یونانی ها، مصری ها و …. اما به خوبی می دانیم که 5000 تا 6000 سال پیش تمدن های بزرگ در آسیای میانه و شمال آفریقا برای تکمیل تقویم خود و همچنین برای اندازه گیری زمان شروع به ساختن ساعت کردند.
ساعت یکی از قدیمی ترین اختراع بشر است که نیاز اندازه گیری مداوم فواصل زمانی کوتاه تر از واحدهای طبیعی یعنی : ( روز ، ماه و سال ) را برطرف می کند. ساعت یک وسیله برای اندازه گیری ، نشان دادن و نگهداری زمان می باشد.
کلمه ی ساعت (Clock) از زبانهای محلی ( هلندی ، فرانسه و لاتین ) یعنی از کلمات Clocca و Clagan که به معنی زنگ می باشند مشتق شده است . ساعت شناسان و دیگر متخصصان، اصلاح ساعت را به معنی انحصاری یک دستگاه با مکانیسیمی برای اعلام فواصل زمان به صورت شنیداری می شناسند که این دستگاه از طریق نواختن یک زنگ ، آلات موسیقی و یا یک ناقوس فواصل زمانی را بیان میکند.
در سنت قدیمی هر وسیله ای که برای بیان فواصل زمانی به کار رود ولی فاقد صدا باشد را به عنوان یک زمان نگار ( زمان شمار) می شناختند.
درکاربرد عمومی امروزه یک ” ساعت” به هر وسیله ای برای اندازه گیری و نمایش زمان اطلاق می شود و اینکه امروزه ساعت های مچی و دیگر زمان شمار ها که می توانند توسط یک نفر حمل و نقل شوند از ساعت های دیواری (Clocks) متمایز شده اند.

انواع ساعت های اولیه

شاخص های آفتاب (Sundials)

(Sundial) شاخص آفتاب ، که ساعات یک روز را با استفاده از خورشید اندازه گیری می کند. به طور گسترده ای در دوران باستان مورد استفاده قرار گرفته ، یک شاخص آفتاب ( ساعت خورشیدی ) که به درستی ساخته شده باشد می تواند وقت محلی را با دقت مناسب اندازه گیری کند و شاخص آفتاب همچنان تا دوران مدرن برای نظارت بر عملکرد دیگر انواع ساعت ها مورد استفاده قرار می گرفت. اما به هرحال دارای محدودیت علمی بوده است و اینکه به درخشش خورشید نیاز دارد ، همچنین در تمام طور شب کار نمی کرد که این عوامل باعث تشویق به استفاده از روشهای دیگر برای اندازه گیری زمان شد

ساعت شمعی
ساعت های شمعی و چوب های سوزاندنی که به طور تقریبی سرعت سوختن آنها قابل پیش بینی بوده است نیز به منظور برآورد گذر زمان استفاده می شدند. یک ساعت شمعی ، یک شمع باریک با یک محفظه ی علامت گذاری شده ( معمولا با اعداد علامت گذاری شده ) می باشد که با سوختن شمع گذشت زمان را نشان می دهد ، امروزه این ساعت دیگر مورد استفاده قرار نمی گیرد. ساعت های شمعی راهی موثر برای اندازه گیری زمان در داخل منازل بوده اند همچین با این نوع ساعت ها دیگر شب ها و حتی روزهای ابری نیز می توانستند زمان را اندازه گیری کنند.
ساعت شنی
یک ساعت شنی گذشت چندین دقیقه یا یک ساعت را اندازه گیری می کند ، دارای دوحباب شیشه ای می باشد که به طور عمودی به یکدیگر متصل شده اند حفره ی میان این دو اجازه می دهد مواد از حباب بالایی به حباب پایینی بریزد. وقتی حباب بالایی خالی شد می توان آن را مجددا برای اندازه گیری زمان برعکس کرد.
در یک ساعت شنی ، سرعت عبور شن از یک سوراخ کوچک به صورت ثابت می باشد که سپری شدن از یک زمان قراردادی که از پیش تعین شده است را نمایش می دهد.

.
ساعت های آبی
ساعت های آبی به عنوان “Clepsydrrae” نیز شناخته می شوند ،این ساعت ها توآم با شاخص های آفتاب هستند و احتمالا قدیمی ترین ابزار اندازه گیری زمان بوده اند .
جریان داشتن آب در یک ظرف کاسه شکل یکی از ساده ترین ساعت های آبی است که در بابل و مصر در حدود 16 قرن پیش از میلاد مسیح وجود داشته اند. در دیگر مناطق جهان از جمله هند و چین نیز شواهدی وجود دارد که آنها ساعت های آبی داشته اند ، اما برخی از نویسندگان قدمت آنها را کمتر از این تاریخ بیان کرده اند یعنی چیزی حدود 400 سال قبل از میلاد مسیح .
در تمدن های یونانی و رومی برای پیشبرد ساعت های آبی ، طراحی هایی از جمله چرخ دنده هایی پیچیده را انجام دادند که به ماشین های خیالی خودکار متصل شده بودند البته این طرح ها در بهبود دقت ساعت ها اثر بخش بودند.
این پیشرفت ها با سپری کردن دوره های بیزانس و زمان های اسلامی به دست آمد که در نهایت راه خود را به اروپا یافتند.
چینی ها به طور مستفل ساعت های آبی خود را در 725 سال پس از میلاد توسعه دادند ، ایده ی آنها از کره و ژاپن هم عبور کرد.
در اصل ، ساعت های آبی در جوامع باستانی عمدتآ در نجوم مورد استفاده قرار می گرفت . این ساعت های آبی توسط شاخص های آقتاب کالیبره می شدند درحالی که میزان دقت و صحت آنها به پای دقت زمان شمارهای مدرن پیشرفته نمی رسید، ساعت آبی یکی از معمول ترین و دقیق ترین دستگاه هایی بود که برای هزار سال مورد استفاده قرار می گرفت . تا اینکه ساعت های پاندولی که خیلی دقیق تر نیز بوده اند در قرن 17 در اروپا جایگزین آنها شدند.
ساعت آونگی یا ساعت پاندولی
ساعتی می باشد که از یک پاندول استفاده می کند ، یک وزنه نوسانی که عنصر نگدارنده زمان در این نوع ساعت می باشد. از زمان اختراعش در سال 1656 توسط کریستین هویگنس تا ده ی 1930 ، ساعت پاندولی به عنوان دقیقترین ساعت جهان بوده است .
ساعت پاندولی باید در جای ثابت باشد ، هر گونه حرکت یا شتابی در سرعت حرکت پاندول تاثیر می گذارد . به خاطر عدم دقت این دستگاه ها بنابراین باید از مکانیزم دیگری برای زمان شمارهای قابل حمل استفاده می شد . در حال حاظر از این نوع ساعت ها برای دکراسیون و یا عتیقه بودنشان نگهداری می شود .
جسویت ها (Jesuites) یکی از کمک کننده های عمده به توسعه ی ساعت های پاندولی در قرن 17 و 18 بودند .

زمان گرینویچ

در سال 1884 گرینویچ انگلستان ، نصف النهار صفر درجه نامگذاری شد. که جهان به عنوان نقطه ی شروع موقعیت زمان جهان آن را پذیرفت
ساعت مچی
اولین ساعت مچی در سال 1524 در کشور آلمان توسط پیتر هنلین به وجود آمد. دیگر ساعت ها در سال 1548 پدیدار شدند و بعد از سال 1575 بیشتر ساعت ها در سوئیس و انگلیس تولید شده اند. در آن زمان مشکل اصلی ساعت ها مکانیزم حمل کردن آنها بوده است . به طور معمول وزن ساعت ها باعث غیر قابل حمل بودن شان می شد ، اما آن زمان یک دوره ی پیشرفت و نو آوری شد. اولین ساعت های قابل حمل از استیل ساخته شدند و بعد از آلیاژ برنج که تابه حال این نوع ساعت ها دچار نقص نبوده اند.
ساعت های فرم در ده ی 1600 با قالب هایی که به شکل حیوانات و اشیاء بودن عمومی شدند.

مفهوم زمان از نگاه انسان مدرن

مفهوم زمان از نگاه انسان مدرن

ادبيات با زماني كار دارد كه چيزي جز خود بشر نيست، يعني زماني كه ما در آن زندگي مي‌كنيم وبه تعبير هايدگر، زمان با آگاهي ما از زوال‌پذيري خودمان گره خورده است و در اشكال ادراكي بشر پنهان شده و به وضعيت بشر با خويش گره خورده است.

به تعبير برگ اريكسون نويسنده كتاب تاريخ زمان نخستين آموخته‌هاي يك كودك درك موقعيت‌هاي زماني و مكاني است.تا وقتي كودك به حركت و تكاپو نيفتاده است نيازي به درك زمان و مكان ندارد. اما به محض راه افتادن ضرورت درك مفاهيم «اينجا» و «آنجا» را احساس خواهد كرد. در واقع يك كودك از طريق زبان تصورات (گذشته‌ها) و انتظارات (آينده) را احساس خواهد كرد.

بديهي است درك يك انسان بالغ از زمان تا حدودي متفاوت از يك كودك است، زيرا يك انسان بالغ مي‌تواند تصورات روشني از پاره‌هاي زماني داشته باشد كه هرگز آن را تجربه نكرده يا نخواهد كرد.آنچه ما به عنوان زمان مي‌ناميم تركيب پيچيده و منشوري چندوجهي است كه معناي ناهمگوني از آن برداشت مي‌شود. اين واژه گاهي به معناي تداوم و گاهي به معناي وقت معين به كار مي‌رود.

آدمي قادر به چيره شدن بر زمان است، به همان صورت كه مي‌تواند آن را از دست بدهديا ذخيره نمايد. اما آنچه ما بر آن چيره مي‌شويم يا ذخيره يا از دست مي‌دهيم امري مبهم و ناروشن است.‌

در عصر حاضر زمان جزءلاينفك حيات هر فرد به‌شمار مي‌آيد و به همين دليل نيز انسان امروزي بيش از گذشته با پديده زمان دست به گريبان است. اين مساله تا آنجا قابل طرح است كه انديشيدن به زمان براي انسان امروزي به صورت امري اخلاقي مطرح مي‌شود. اما چنين رابطه‌اي نسبت به زمان براي انسان جهان كهن كاملا بيگانه به شمار مي‌آمد.

در زندگي مردمان اعصار گذشته، شتابزدگي بندرت ديده مي‌شد و تنها در جهان بردگان اين پديده قابل مشاهده بود و در واقع شتابزدگي از آرمان‌هاي يك شهروند به دور بود. زمان در عصر حاضر گاه به صورت فاعل و گاه به صورت مفعول به كار برده مي‌شود و اين به آن معناست كه زمان گاهي برما تاثير مي‌گذارد و گاهي از ما تاثير مي‌گيرد. وقتي زمان فاعل است انسان برده آن به شمار مي‌آيد و وقتي زمان مفعول شمرده مي‌شود انسان بر آن سروري مي‌كند.

هرچند بايد بر اين نكته تاكيد شود كه زمان حقيقي نه صرفا فاعل و نه مفعول است. در واقع مي‌توان چنين استنباط كرد كه تقريبا تمام نتيجه‌گيري‌هاي غلط پيرامون زمان از آنجا نشأت مي‌گيرد كه زمان را يا صرفا به عنوان امري عيني(object) يا صرفا ذهني (subject) در نظر مي‌گيريم.

زماني كه خورشيد يا ساعت نشان مي‌دهند عيني است، اما وقتي از طريق تغييراتي كه بر ما مي‌گذرد درمي‌يابيم، زماني ذهني است.اگر زمان را به عنوان يك نظام فراگير و نمادين در نظر بگيريم بايد به اين نكته توجه كنيم كه آن نظم و نظام فراگير و نمادين نه صرفا در مغز ماست و نه در واقعيت بيروني. به همين دليل اريكسون زمان را رازي سربسته و عمده‌ترين طلسم ناگشوده براي بشر مي‌داند.در بررسي زمان مي‌توان از دو حوزه وارد شد: حوزه ادبيات و ديگري حوزه علوم طبيعي.

بدون ترديد آن زمان ادراكي ـ عاطفي كه ادبيات، هنر و تاريخ وصف مي‌كنند با نگرش علوم طبيعي نسبت به زمان متفاوت هستند. حال اين سوال مطرح مي‌شود كه آيا هر دو حقيقت را مي‌گويند؟ مسلما وجوه مختلفي از زمان ادراكي به‌وسيله علوم طبيعي از يك‌سو و هنر از سوي ديگر مورد توجه و بررسي قرار مي‌گيرد و به تعبيري اشيا به رنگ شيشه عينكي مي‌شوند كه ما برچشم داريم.

به همين دليل نيز هنر به آن وجه از زمان كه علوم با آن درگير است، نمي‌پردازد و به عكس، علوم طبيعي نيز دقيقا به همين منوال عمل مي‌كند يعني به شيوه‌هاي مختلف از شناخت زمان به‌گونه‌اي كه هنر با آن درگير است دوري مي‌جويد.
تفاوت اين دو جهان به دليل تفاوت در زبان است. فهم ادبيات و هنر به تدارك و مقدمات خاصي نيازمند است اما فهم فرضيه‌هاي علمي يقينا مشروط به زبان علمي است كه گروه خاصي از افراد جامعه مي‌تواند نشانه‌ها و رموز آن را بفهمد.
براي علوم طبيعي زمان عيني است يعني ابعاد مكاني دارد اما ادبيات با زماني كار دارد كه چيزي جز خود بشر نيست، يعني زماني كه ما در آن زندگي مي‌كنيم وبه تعبير هايدگر زمان با آگاهي ما از زوال پذيري خودمان گره خورده است و در اشكال ادراكي بشر پنهان شده و به وضعيت بشر با خويش گره خورده است.
در واقع هر انساني با سرعتي معادل چهار هزار و 500 تپش قلب در ساعت به سمت تجزيه شدن و پايان عمر اين جهاني خويش نزديك مي‌شود. در اين‌كه به سمت مرگ در حركتيم شكي نيست. در عين حال بشر داراي‌خودآگاهي است و از اين طريق درمي‌يابد زمان يا مي‌آيد يا مي‌رود و به عبارتي ديگر بشر به زوال‌پذيري خويش خودآگاهي مي‌يابد.
آگاه بودن به اين امر كه او در بين ساير انواع موجودات، موجودي تنهاست و محكوم است كه بار سنگين اين آگاهي را به دوش بكشد.با توصيفات صورت گرفته پيرامون زمان مي‌توان چنين بيان كرد كه زمان ميدان نبردي شده است كه متفكري چون سي پي اسنو آن را دوفرهنگ ناميده است. مقصود وي از اين اصطلاح از يك سو اشاره به ارزيابي روشن و منطقي- استدلالي علوم طبيعي از زمان است كه از منظر روانكاوانه عاري از مفهوم و معناست و از سويي ديگر توصيفي هدفمند، زنده، روزمره و روانكاوانه از شناخت زمان است كه نسبت به واقعيت‌هاي علوم طبيعي بي‌توجه است.
اين‌كه زمان از چنين تناقض‌هايي پرده برمي‌دارد جاي تعجب نيست، چراكه زمان از 400 سال پيش از ميلاد مسيح يعني از دوران تناقض‌هاي زنون اليايي در يونان باستان تا عصر مقولات متناقض كانت در 1700 ميلادي مفهومي بوده است كه تلاش مي‌كرده خود را از قيد و بندهاي تعقلي و منطقي برهاند.
تفاوت‌هاي بسياري ميان زمان مكانيكي و ادراكي بيان شده است كه از آن جمله مي‌توان به اين مساله اشاره كرد كه زمان مكانيكي همگون و عيني است، ولي زمان ادراكي ناهمگون و ذهني است. از سوي ديگر زمان مكانيكي يا فيزيكي با تصورات (گذشته) و انتظارات (آينده) كاملا بيگانه است. به تعبير دقيق‌تر جايگاه شناخت ذهني در درون زمان است، در حالي كه زمان‌سنج‌هاي مكانيكي در بيرون از زمان ايستاده‌اند و اين زمان‌سنج‌هاي دقيق فاقد حافظه و انتظار هستند.
بديهي است انسان نمي‌تواند زمان عيني را به جلو يا عقب بكشد، اما آگاه بودن به موجوديت خويش در زمان آزادي عمل بيشتري به او مي‌دهد. تجسم خويش در زمان آينده يا آرزوي پرواز به گذشته‌هاي دور ناشي از توانايي‌اي است كه در تجسمات بشر يافت مي‌شود و اين عمل چيزي جز احضار گذشته‌ها نيست